شکنجه گر

خرید بک لینک
هیچ تنها و غریبیطاقت غربت چشماتو ندارههر چی دریا رو زمینِقد چشمات نمیتونهابر بارونی بیارهوقتی دلگیری و تنهاغربت تمام دنیاازدریچهٔ قشنگِچشم روشنت میبارهنمیتونم غریبه باشمتویِ آیینهٔ چشماتتو بزار که من بسوزممثل شمعی توی شبهاتتوی این غروب دلگیرِ جداییتوی غربتی که همرنگ چشاتههمیشه غبارِ اندوهروی گلبرگ لباتِحرفی داری روی لبهاتاگه آهِ سینه سوزِاگه حرفی از غریبیاگه گرمایِ تموزِتو بگو به این شکستهقصه های بی کسیتواضطراب و نگرانیتحرفایِ دلواپسیتونمیتونم غریبه باشمتوی آیینهٔ چشماتتو بزار که من بسوزممثل شمعی توی شبهاتنمیتونم نمیتونمنمیتونم نمیتونمنمیتونم نمیتونم .ترانه غربت برای نسترن، عزیز دل لحظه هایم ... شکنجه گر...

ما را در سایت شکنجه گر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 14:03

به یادت داغ بر دل می نشانم ....برای نسترن، عزیز دل لحظه هایم ... شکنجه گر...

ما را در سایت شکنجه گر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 14:03

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غریب نیستجانم بگیرو صحبت جانانه ام ببخش ، یاراکز جان شکیب هست و زجانان شکیب نیستگمگشته ی دیار محبت کجا رودنام حبیب هست و نشان حبیب نیستعاشق منم که یار به حالم نظرنکردای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست.هوشنگ ابتهاجترانه شکایت هجران محمد اصفهانی.برای نسترن، عزیز دل لحظه هایم ... شکنجه گر...

ما را در سایت شکنجه گر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 14:03

حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست

آه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست

به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت

آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست

.

برای نسترن، عزیز دل لحظه هایم ... شکنجه گر...

ما را در سایت شکنجه گر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 12:02

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار . برای خدا ... شکنجه گر...

ما را در سایت شکنجه گر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 12:02

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمیزیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفتصعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمیچشم آسایش که دارد از سپهر تیزروساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمیدر طریق عشقبازی امن و آسایش بلاستریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمیاهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیسترهروی باید جهان سوزی، نه خامی بیغمی.برای خدا شکنجه گر...

ما را در سایت شکنجه گر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 12:02

صفحه بندی